حوالی چشمانت ؛

حوالی چشمانت ؛
خیمه ی عشق را برپا میکنم ؛
و خودم را بهترین جای دلت جا میکنم
شیشه ی عمر خودم را با نفس های گرم تو؛ رها میکنم.
هر کجا باشم نگاهم سوی توست ،
رو به دریا ؛ یا که صحرا ؛ عشق را با تو معنا میکنم.
دیدگاه ها (۱)

بعضی ها,بزرگ تریندلخوشیِ آدم اندهمین که هستند خوب استهمین که...

هانده ارچل

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

خنده ی ممنوعه.

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part72من:چییی من نمیامبابا:ای بابا نفس جان لج...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط