برای پاهایم

برای پاهایم
صدای برگ ها مانده
برای شانه هایم
باری سترگ
قدم می گذارم در این پاییز
و گوش هایم صدای برگ ها را نمی شنود
اما کوله بارم ،کمرم را خم کرده
باید راه رفت ،ادامه داد
شاید صدای برگ ها
جنگل را بیدار کند
آخرین پاییز قرن
دیدگاه ها (۱)

اون نقطه قرمز کهکشان ماست پروردگارا به عظمتت شکر

توهم دانایی

#کوپیولیسم

شاید #وداع همین باشد؛ اینکه همه دستشان را برای آخرین بار روی...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

آخرین بازمانده از نسل سلیکا☆☆☆فصل اول=قطره‌های باران یکی پس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط