آنقدر شعر نوشتم ونخواندی که قلم

آنقدر شعر نوشتم ونخواندی که قلم
گفت اینقدر عبث قامت ما را متراش...


مهدی_خداپرست
دیدگاه ها (۱)

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن...

.#وصف احوال من افتادبه دستان قلم#من نوشتم که غمی نیست....بخ...

⁨⁨⁨‎‎#عمران بهروج🔻‎دومین جلسه‎مدرسه قلم (شیخ هادی)‎خرداد ۱۴۰...

شبیه شاه مغروری که عشقش را رها کرده نماز صبح میبینم که ارتش ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...🍁آنقدر دیر آمدی تا عاقبت...

شهدا

خیلی خب بریم سراغ معرفی"سلام خوش اومدید. من چند وقتی هست که ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط