پارتفصل

پارت27فصل2

یونی:مامان خوبی داری گریه میکنی
ا.ت: چی
کوک: گفتم که برگشته
ا.ت: مامان چیز دیگه ای بهت نگفت
یونی: نه مامان خوابم گرفته بریم خونه تا بخوابم
کوک: باشه بریم
یونی که تو ماشین خوابش برده بود
کوک: باید چندتا بادیگارد بزارم دور یونی
ا.ت: یونی نفرستیم مدرسه
کوک: چرا خب اگه نره شک میکنه
ا.ت: باشه
کوک: رسیدیم تو برو من خودم یونی میارم
ا.ت: باش
رفتم تو اتاقم خوابیدم کوک هم اومد پیشم
کوک: چیزی نمیشه
ا.ت: خیلی میترسم
کوک: عزیزم بهت میگم نترس من و یونی الان پیشتیم
ا.ت: به بابات بگو جینا اومده
کوک: فردا بهش میگم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صبح
کوک: ا.ت
ا.ت: بله
کوک: یونی و فرستادم با چندتا بادیگارد رفت تو هم با چندتا بادیگارد برو منم خودم میرم
ا.ت: باشه مراقب باش
کوک: توهم همینطور
ا.ت: خب من برم
داشتم با ماشین میرفتم احساس میکردم یکی داره تعقیبمون میکنه زنگ زدم کوک
کوک: جانم
ا.ت: فکر کنم یه ماشین داره دنبالمون میاد
کوک: چی یعنی جیناست
ا.ت: یه ماشین مشکی
کوک: اها نترس این ماشین خودم فرستادم مراقبت باشن
ا.ت: وای کوک ترسیدم باید بهم میگفتی
کوک: ببخشید
ا.ت:خب دیگه بای بای عزیزم
کوک: مراقب خودت باش عشقم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

سناریو

پارت28فصل2ا.تسرکار بودم فقط به فکر یونی بودم زنگ زدم به معلم...

پارت26فصل2شببا اصرارای زیاد یونی رفتیم پارکیونی هم داشت بازی...

سناریو

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط