اون روز پسر عموم شش سالشه با باباش دعوا کرد نیومد ناهار ب
اون روز پسر عموم شش سالشه با باباش دعوا کرد نیومد ناهار بخوره
رفتم بهش میگم پاشو بیا عزیزم غذاتو بخور
میگه بزار تو حال خودم باشم می خوام چند روزی تنها شم...
ما شش سالمون بود شعر یه توپ دارم قلقلیه رو به زور حفظ کردیم
والا
رفتم بهش میگم پاشو بیا عزیزم غذاتو بخور
میگه بزار تو حال خودم باشم می خوام چند روزی تنها شم...
ما شش سالمون بود شعر یه توپ دارم قلقلیه رو به زور حفظ کردیم
والا
- ۳.۵k
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط