پارت 21

پارت 21
اتا: اگه منو بکشی بابام به خانوادت رحم نمی کنه ها همه می کشه
بلند زدم زیر خنده
من:خانواده کیه بابا بگو همه بکشه خوشحالم میشم من فقدر انی برام مهمه اونم که حکا جرعت نمی کنه طرفش بره
بلند خندیدم
دانیال:ولم کنید
من:یکی دهن اونو ببنده اقلا می کشمشاااااا
اتا سریع بلند شد تا منو بزنه که با پام زدم پازوش افتاد پایین
من: زندات میزام اما یک بار دیگه یه فرصت دارم میدم بهت اگه تو یا اون پدرت دور بر من بگردین تمام مدارک خلافتونو به پلیسا میدم یادت نرفته که به سر برادر امیکا چیکار کردم
اتا:چشم چشم
من :بریم خسته شدم
با تمام نفرتم تو چشای سبز دانیال نگاه کردم
رمان از زبان دانیال *&
این اون سارای که من میشناسم نیست اون از خون می ترسید از مردن یه مورچه گریه اش می اومد اما الان ادم میکشه نه این اون سارا نیست
امیر:داداش اومد انتقام حرفای که بهش زدی بگیره
من:می دونم اشتباه کردم اما یکمم
رایان:این ن فرشته این خود شیطانه لعنتی
من:نمی تونم حضمش کنم این سارا رو
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۱ #پشت غرورت«فکر کردی من مُردم؟»اما خشکش زده بود.دختری...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_42پاکت رو پرت کردم عربده زدم...

KIM V

چند پارتی جونگ کوک

پارت 2کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط