دلم گرفته برای ترانه ای که ندارم

دلم گرفته برای ترانه ای که ندارم

دلم گرفته دوباره بهانه ای که ندارم

شبیه پیچک خشکی شدم کنار خیابان

و حسرتی به دلم از جوانه ای که ندارم

اگر چه آتش این غم نصیب بال خودم شد

اگر جه داغ دلم شد جوانه ای که ندارم

ولی دوباره به راهت هزار دام نهادم

هزار دام به راهت و دانه ای که ندارم

تمام بار غمت را به نقد و نسیه خریدم

تمام بار غمت روی شانه ای که ندارم

شبی شبیه همیشه کنار خاطره هایت

نشسته ام لب ایوان خانه ای که ندارم

کمند مو سیاهت بروی شانه پریشان

در انتظار دو دستم وشانه ای که ندارم


شب و سکوت و بیابان عجب هوای غریبی

دلم گرفته برای ترانه ای که ندارم
دیدگاه ها (۱۷)

بعد از این شعر برای دل من درمان نیست.تو نباشی،گذر ثانیه ها آ...

سلام تقدیم به داداش رضا و سایه عزیزم در دنیای مجازی هدیه داد...

بیا ساقی! بزن سازی! برق...

دلم گاهی تنگ میشود برای روزهایی که قرار بود لبخندی باشی برای...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

p : 1

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

"شکفت جان عاشقت ، برای من بهانه شدتبلور وجود تو ، ترانه در ت...

کُنار غریوکُنارِ غریوم که بَرده نِصیوُم(درختِ کنارِ غریبی هس...

پیشنهاد آریا پیکس سفارش متن ترانه آهنگهای آلبوم پاییز تنهای...

میترا داودی نیا

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

سلام مولای مندوباره و باری دیگر برایت نامه می نویسم . این با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط