من بااستعداد بودم. یعنی هستم.

من بااستعداد بودم. یعنی هستم.
بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی شوم. یا یک چیز دیگر.
ولی دست‌هایم چه‌کار کرده‌اند؟
یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره.
دست‌هایم را حرام کرده‌ام.
همین‌طور ذهنم را...

📗 #عامه_پسند
✏️ #چالز_بوکوفسکی
#بریده_ای_از_کتاب #جرعه_ای_کتاب #سطری_کتاب #چند_سطر_کتاب #کتاب_بخوانیم #کتاب #مطالعه #استعداد #دست_ها #توانایی #خلاقیت #دست #مهارت #پشتکار #بزرگی #موفقیت #پیروزی


کانال 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw


تلگرام و اینستاگرام من:
@MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

#معرفی_کتاب #عامه_پسند من با استعداد بودم.یعنی هستم؛بعضی وقت...

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگا...

من بااستعداد بودم. یعنی هستم... بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه ...

من با استعداد بودم، یعنی هستم.بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط