p۹. ‌

p۹. ‌



که شماره سولی و سوجینو دیدم خیلی وقت بود بهشون پیام نداده بودم واسه همین بهشون پیام دادم

سولی:سلام خانم یادی از ما کردیی

سوجین:سلام دختره خوبی مارو یاده ته هنوز پارسال دوست امسال اشنا

جینهو:میتونیم همو ببینیم

سولی:آره حتما

سوجین:آره کجا همو ببینیم

جینهو:نمیدونم بریم نزدیک ارامگاه که بعدش من میخوام برم دیدن بابام و جینا

رفتم لباس پوشیدم زیاد از اونجا دور نبود واسه همین پیاده رفتم رفتم نیم ساعت این دوتا منو کاشتن

سولی:ببخشید دیر شد

سوجین:سلام آره ببخشید

نشستن همچیو براشون تعریف کردم

سولی:راست میگی

سوجین:راست میگی تو تا الان تو کما بودیی صدردصد معروف تر شدن

سولی:حالا میخوای چیکار کنی

جینهو:واقعا نمیدونم

سوجین:بیا فردا با من بیا کمپانی همراه من من اونجا کار میکنم

جینهو:واقعا مرسی

رفتن کنم رفتم ارامگاه بعد راه برگشت همش فکردم ری اکشن کوک چی میتونه باشه که تاصبح تونستم از فکر خیال فقط دو ساعت بخوابم بعد پاشدم اماده شدم اومد سوجین سولی هم بود

جینهو:سولی هم مگه اونجا کار میکنه

سولی:نه من فقط سر راهم میرسونه

سولی کنار یه باشگاه که کار میکرد پیدا شد بعد یه ربع رسیدیم اوناهم تازه رسیده بودن

سوجین:پیاده شو دیگه دختر

جینهو:دو دقیقه وایسا برن تو عه الان نمیخوام منو ببینن

رفتیم داخل

سوجین:حالا نرفتی باید. ۵ساعت صبر کنی تا وقت استراحت شه

ساعت نمیگذشت گشنم شد رفتم یه چیز بگیرم بخورم که
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

(کشتار مافیا) «پارت 2»و مثل دیونه ها داشت میخندید وهمینطور ...

رمان

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط