★★★★

★★★★
آنهایی ک کمتر تو را میشناسند
همیشه میگویند،خوشبحالت...
فکر میکنند ک ارامش تو و شادی ات نتیجه ی بی خیالی هاست...
فکر میکنند تو بلندی دنیا را نادیده میگیری...
ب خیالشان میرسد ک بدهارا حس نمیکنی
آنها فکر میکنند دیوار شادی تو به اندازه ی صدای خنده هایت بلند است....!
اما کسانی هستند ک بیشتر میشناسندت...بیشتر در کنار تو بوده اند،و یا عمیق تر تو را دیده اند...
آنها میفهمند و میدانند ک بدی های دنیارا خوب دیده ای!!!
میبینند ناراحتی هارا
ک روی دلت سنگینی میکند را
بلدی با چندتا خنده ی بلند
از سرزمین قلبت بیرون کنی
آنها ک تو را بیشتر میشناسند؛
حساب نفس های سنگین شده ات را دارند...
و میبینند گاهی با ته مانده ی امید،تاری چشمهایت را پاک میکنی....
آنها ک تو را خوب میشناسند،میدانند ک همیشه قاعده ها برعکس است...
آدمهایی ک زیاد میخندند،زیاد نمیخندند
آمهایی ک دوست زیاد دارند،دوست کمی پیدا میکنند
و آنهایی ک غمگین ب نظر میرسند،همیشه غم های کوچکتری دارند
قدر شادی را کسانی میدانند ک قلب سنگین تری داشته باشند...
دیدگاه ها (۲)

marry without love

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

پارت دوم_جایی میان ماچند روز بعد، همه‌چیز ظاهراً عادی بود.جو...

رمان تو خود منی

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت سیزدهم 𓆪جیمین سرعت ماشین را بیشتر کرد....

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط