قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
دیدگاه ها (۴)

گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم رالطفا نگوید کسیدوستم داش...

حس قشنگیهیکی نگرانت باشه..یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت ...

گاهي خدا درها رو ميبنده و پنجره ها رو قفل مي کنهزيباست اگه ف...

. خدایا در ۲ راهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده نکند...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

فراتر از خویش

عاشقانه های شبنم

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

یه کاروان گل لاله ، تو موج شیون و نالهرفتن از این خاک ، به س...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

توضيحات: روز تولد ای ان مادربزرگش که خیلی دوست اش داشت فوت ک...

عکس_زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط