عاشقانه های شبنم
آدمیزاد است و کلی های و هو
آدمیزاد است و کلی ماجرا
گاه اشک و گاه بغض و گاه درد
گاه لبخند است و گاهی ادعا
سر به سقف آسمان ها میزند
تن به دریا میزند ، دل بر جنون
دست میشوید از احساسات خود
پشت پاها می زند بر میم و نون
از نبودن تا خدا پر می زند
از تمنا میرود تا اشتیاق
سوی هر جا میرود تا ناکجا
قصه ی سردرگم وصل و فراق
دل در امید شدن در ناشدن
خسته از آمال و امیال خودش
قصه گوی قصه های ناتمام
ناتمامی خسته از حال خودش
آدمیزاد است و از آدم شدن
حرف هایی در دلش جا مانده است
هر چه حوا هر چه آدم دیده ام
قصه ی ننوشته و ناخوانده است
آدمیزاد است و دل بستن به هیچ
بوی جوی مولیان شد آرزو
یاد یار مهربان یادش بخیر
آدمیزاد است و کلی های و هو
آدمیزاد است و کلی ماجرا
گاه اشک و گاه بغض و گاه درد
گاه لبخند است و گاهی ادعا
سر به سقف آسمان ها میزند
تن به دریا میزند ، دل بر جنون
دست میشوید از احساسات خود
پشت پاها می زند بر میم و نون
از نبودن تا خدا پر می زند
از تمنا میرود تا اشتیاق
سوی هر جا میرود تا ناکجا
قصه ی سردرگم وصل و فراق
دل در امید شدن در ناشدن
خسته از آمال و امیال خودش
قصه گوی قصه های ناتمام
ناتمامی خسته از حال خودش
آدمیزاد است و از آدم شدن
حرف هایی در دلش جا مانده است
هر چه حوا هر چه آدم دیده ام
قصه ی ننوشته و ناخوانده است
آدمیزاد است و دل بستن به هیچ
بوی جوی مولیان شد آرزو
یاد یار مهربان یادش بخیر
آدمیزاد است و کلی های و هو
- ۸۶۸
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط