.....

.....
دستت را بوسیدم...
پاییز بود و نم باران...
دستت را بوسیدم...
پاییز بود و
آسمان بغض ڪرده‌ی ابرے..
دستت را بوسیدم..
پاییز بود و
من و ...
دستت را بوسیدم!
پاییز بود و
محو شدن خیالی...
ڪه از حضورت ساختہ بودم....
پاییز بود و
رفتن و
رفتن..
پاییز ڪه می‌شود...
آدم‌ها می‌روند...
خیال‌ها می‌روند...
دل‌ها می‌روند...
و جان‌ها..
دیدگاه ها (۱)

------------- شب بہ شب مثل ڪَلیمن لا بہ لای دفترتبرڪَ بہ برڪ...

🍂🍁 پاییز که می‌آید، جاده‌ها قصه‌گو می‌شوند...باران آرام می‌ب...

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط