مدیر مدرسه ای دانش آموزی را از مدرسه اخراج می کند و به او

مدیر مدرسه ای دانش آموزی را از مدرسه اخراج می کند و به او می گوید که برنمی گردی مگر همراه با ولی.
دانش آموز به خیابان نزدیک مدرسه رفت و یک پیرزن رادیدکه به تنهایی راه می رفت به او گفت: خاله مدیر مدرسه مرا بیرون کرده وگفته باید ولی ام را به مدرسه بیاورم . میشه به عنوان مادرم با من به مدرسه بیایید. پیرزن که دوست داشت به اوکمک کند فورا قبول کرد .
هر دو نزد مدیر رفتند . دانش آموز به مدیر گفت که مادرم را آوردم .مدیر رو به دانش آموز کرد و گفت : خدا بگم چیکارت نکنه این که مادر منه ازکجا آوردیش!!
دیدگاه ها (۹)

Maman is typing...Maman is typing...Maman is typing...Maman ...

مطمئن باشید! ..........پست های من بعد از مرگم تو دانشگاه‌ها...

پسره ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻣﯽ ،ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺫﻭﻥ ﺑﮕﻮ .............

یادش بخیر...خدا بیارمزدش...یکی هست ک دیگ نیس...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁴﴿ویو ات﴾لیا دستم را محکم گرفته بود و تق...

BROKEN RULES | part 14سکوت سنگینی داخل دفتر مدیر حکم‌فرما بو...

BROKEN RULES | part 4از صبح، حس عجیبی همراه جونگ‌کوک بود.هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط