کـاش میشـد بی کسـی را چـاره کـرد

کـاش میشـد بی کسـی را چـاره کـرد
دفـتر دلواپسـی را پـاره کرد
یـک سحر زلـف تـورا درخـواب خوش
بـا نـوای بـاران شـانه کـرد
درپـس دیوار ایـن شهـرعجیـب
درکنارت عـاشقانه خـانه کـرد
کـاش میشـد دسـت در دسـت تـو داد
و دیـده با اهـل جهـان بیـگانه کرد
دیدگاه ها (۱)

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

فیک تهکوک وارث زار

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط