پیش از حد بهم دیگه میان

پیش از حد بهم دیگه میان
هردو اگر از خاطره هلشون باهم میفهمیم قطعا معنی ح
عشق رو بهتر درک میکردن
چطوری که بین تمام این حافظه ها سال ها سال های که باهم بودن
رو فقط فراموش کردن
به سرنوشت اعتقاد دارم و امیدوارم قلم سرنوشت
برخلاف تصوراتشون ننویسد
فیلم غمگین مارو یاد درد های خودمون بدبختیلمون و.....
میندازه ولی این فیلم
همرو داخل خودش داشت
ولش ما که نیومدسم راجب فیلم صحبت کنیم
£لونا من آمدممممممم
£لونااااا
آمدم جلو تر که خانم رو دیدم روی کاناپه خواب بود
اون ور خونه جین اینا
~جیننننننننن
~جیتنننننن من آمدممممممم
خونه خالیست نکنه
هه تو اینجایی که چطور آنقدر
کیوت می‌خوابی پتو نازکی آوردم و انداختم روش و رفتم لباسام رو عوض کردم
خونه لیانا ایناا
پتو کشیدن روش و رفتم اتاقم روی تخت ولو شدم عکسی که از لونا
گرفته بودم برای نامجون فرستادم
در جوابش .....
چشمام گرد شد لحظه ای
£امکان ندارن....‌‌
دیدگاه ها (۰)

استادجئون part 2ساعت 10:59ویو رینا: از خواب بلند شدم جونگکوک...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت آخر

DESTINY#برگ_۴یونا : خیلی خب بعد از خداحافظی و رفتن یونا و ها...

چند پارتی (درخواستی)

I can be myself with himPart¹⁰²رفتم روی تختم و به میا زنگ زد...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

part : 41chapter : 2نه بابا ! عصبی بشی چیکار میکنی ؟قاشق رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط