part
part ¹¹
ا.ت.اهنگ سولوم ... تقریبا دو سه روزی میشه روش دارم کار میکنم نمیخوام فن ها و اعضا رو نا امید کنم
یونگی. ا.ت من میرم بخوابم
ا.ت.من یکم کار دارم میام یک ساعت دیگه
یونگی.خودتو خسته نکن خرگوش کوچولو
ا.ت.یونگیااااا دفعه صدم من کو...چو...لو...نیستم
یونگی.در برابر من چرا هستی
ا.ت. یونگییییی
سریع در رفت و شروع کردم به نوشتن متن ....تقریبا ساعت ۲ بود و تمومش کردم سعی کردم برم بخوابم تا بدنم تخت گرم و نرمم و حس کرد از خستگی بی هوش شد
فردا صبح.
جین.بچه ها بنظرتون کمپانی یکم زیادی فشار نمیارن روی ا.ت
نامجون.نمیتونم حرف روی حرف کمپانی بزنیم خودت که بهتر میدونی
تهیونگ.فقط باید هواشو داشته باشیم
ا.ت. صدای حرف زدن اعضا باعث شد بیدار بشم رفتم پایین و الی به دست و صورتم زدم ساعت۱۰بود!!!!!من ۱۱باید سر تمرین باشم
یونگی.ا.ت بیا صبحانه
ا.ت. میل ندارم باید حاضر بشم تمرینم یک ساعت دیگه شروع میشه
یونگی.با معده خالی نمیتونی تمرین کنی که
ا.ت.میتونم تمرین کنم...
یونگی.اینقدر لجبازی نکن کار دست خودت میدی
ا.ت.اگر گرسنم شد چیزی میخورم از همونجا
در حالی که حرف میزدم سریع حاضر میشدم ماسکم و زدم و کلاهمو سرم کردم با اعضا خداحافظی کردم و سمت کمپانی حرکت کردم
مربی.ا.ت سریع باش بیا که داره دیر میشه
ا.ت.با مربی شروع به تمرین کردم
مربی.اصلا خوب نیست دوباره
ا.ت.دنس سولوم خیلی تحرک داشت و خسته میشدم
مربی.دوباره
ا.ت.
بعد از یک ساعت و برای بار پانزدهم اهنگتموم شد
مربی.دوباره
ا.ت
بدنم خسته بود و پاهام کار نمیکرد با رژیمی که کنپانی بهم داده بود سخت میشد پا برجا بمونم اما ...باید تحمل میکردم
مربی.جانگ ا.ت به خودت بیا ...با این وضع نمیتونی پیشرفت کنی بنگتن و با خودت داری میکشی پایین
ا.ت.متاسفم مربی
مربی.وقت تمومه بعد از ظهر برای تمرین دومت بیا
ا.ت.چشم
بعد از رفتن مربی پاهام لرزید و روی زمین افتادم گرسنه تر از همیشه بودم ...اما نمیخوام اعضا رو بیشتر از این درگیر کنم لباس هامو پوشیدم و به سمت خوابگاه رفتم
ا.ت.اهنگ سولوم ... تقریبا دو سه روزی میشه روش دارم کار میکنم نمیخوام فن ها و اعضا رو نا امید کنم
یونگی. ا.ت من میرم بخوابم
ا.ت.من یکم کار دارم میام یک ساعت دیگه
یونگی.خودتو خسته نکن خرگوش کوچولو
ا.ت.یونگیااااا دفعه صدم من کو...چو...لو...نیستم
یونگی.در برابر من چرا هستی
ا.ت. یونگییییی
سریع در رفت و شروع کردم به نوشتن متن ....تقریبا ساعت ۲ بود و تمومش کردم سعی کردم برم بخوابم تا بدنم تخت گرم و نرمم و حس کرد از خستگی بی هوش شد
فردا صبح.
جین.بچه ها بنظرتون کمپانی یکم زیادی فشار نمیارن روی ا.ت
نامجون.نمیتونم حرف روی حرف کمپانی بزنیم خودت که بهتر میدونی
تهیونگ.فقط باید هواشو داشته باشیم
ا.ت. صدای حرف زدن اعضا باعث شد بیدار بشم رفتم پایین و الی به دست و صورتم زدم ساعت۱۰بود!!!!!من ۱۱باید سر تمرین باشم
یونگی.ا.ت بیا صبحانه
ا.ت. میل ندارم باید حاضر بشم تمرینم یک ساعت دیگه شروع میشه
یونگی.با معده خالی نمیتونی تمرین کنی که
ا.ت.میتونم تمرین کنم...
یونگی.اینقدر لجبازی نکن کار دست خودت میدی
ا.ت.اگر گرسنم شد چیزی میخورم از همونجا
در حالی که حرف میزدم سریع حاضر میشدم ماسکم و زدم و کلاهمو سرم کردم با اعضا خداحافظی کردم و سمت کمپانی حرکت کردم
مربی.ا.ت سریع باش بیا که داره دیر میشه
ا.ت.با مربی شروع به تمرین کردم
مربی.اصلا خوب نیست دوباره
ا.ت.دنس سولوم خیلی تحرک داشت و خسته میشدم
مربی.دوباره
ا.ت.
بعد از یک ساعت و برای بار پانزدهم اهنگتموم شد
مربی.دوباره
ا.ت
بدنم خسته بود و پاهام کار نمیکرد با رژیمی که کنپانی بهم داده بود سخت میشد پا برجا بمونم اما ...باید تحمل میکردم
مربی.جانگ ا.ت به خودت بیا ...با این وضع نمیتونی پیشرفت کنی بنگتن و با خودت داری میکشی پایین
ا.ت.متاسفم مربی
مربی.وقت تمومه بعد از ظهر برای تمرین دومت بیا
ا.ت.چشم
بعد از رفتن مربی پاهام لرزید و روی زمین افتادم گرسنه تر از همیشه بودم ...اما نمیخوام اعضا رو بیشتر از این درگیر کنم لباس هامو پوشیدم و به سمت خوابگاه رفتم
- ۲.۰k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط