بعد مین غذا ها اومدن و شروع
بعد ۱۰مین غذا ها اومدن و شروع
کردیم به خوردن بعد ۲۰مین تموم شد
از رستوران اومدیم بیرون دیدیم
بارون میاد
ات:وای من عاشق قدم زدن تو بارونم میشه با ماشین نریم(مظلوم)
جونگکوک ویو
اونجوری که نگام کرد دلم براش رفت
جونگکوک:باشه مشکلی نیست
بعد ۱۰مین راه رفتن
ات:جونگکوک
جونگکوک:بله!!
ات: میگم الان ما..
جونگکوک:اره ما الان باهمیم
ات:لبخند میزنه
ات: جونگکوک میدونی از وقتی رفتی...
تا خواستم ادامه حرفمو بزنم لباشو گذاشت رو لبام و آروم مک میزد
خیلی لذت داشت بعد مدت ها
منم همراهی کردم
جونگکوک ویو
وقتی دیدم میخواد حرف از گذشته بزنه لبامو گذاشتم روی لباش و آروم مک زدن
حس آرامش بهم میداد
که بعد مدت ها تونستم مزه ی
لباشو دوباره بچشم
بعد ۱۰مینننن
خماریییی
یوهاهاها😈
کردیم به خوردن بعد ۲۰مین تموم شد
از رستوران اومدیم بیرون دیدیم
بارون میاد
ات:وای من عاشق قدم زدن تو بارونم میشه با ماشین نریم(مظلوم)
جونگکوک ویو
اونجوری که نگام کرد دلم براش رفت
جونگکوک:باشه مشکلی نیست
بعد ۱۰مین راه رفتن
ات:جونگکوک
جونگکوک:بله!!
ات: میگم الان ما..
جونگکوک:اره ما الان باهمیم
ات:لبخند میزنه
ات: جونگکوک میدونی از وقتی رفتی...
تا خواستم ادامه حرفمو بزنم لباشو گذاشت رو لبام و آروم مک میزد
خیلی لذت داشت بعد مدت ها
منم همراهی کردم
جونگکوک ویو
وقتی دیدم میخواد حرف از گذشته بزنه لبامو گذاشتم روی لباش و آروم مک زدن
حس آرامش بهم میداد
که بعد مدت ها تونستم مزه ی
لباشو دوباره بچشم
بعد ۱۰مینننن
خماریییی
یوهاهاها😈
- ۹۳۵
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط