از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که در

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که دراین وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما غزل تست که در قولی از آن اما نیست
تو چه رازی که به هر شیوه ترا می جویم تازه می یابم و باز - ات اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک ترا می بندم با دلم طاقت دیدار تو فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باش از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
دیدگاه ها (۱)

یکی را دوست می دارم …یکی را دوست می دارم ولی افسوساو هرگز نم...

میری هر لحظه به یادت دلتنگیهام اروم نگیره/بدکردی اماخوبیهاتو...

سلام به همـــــــه دوستای خوب ومهربون واز گل بهترم امیدوارم ...

آنقدر مرا سرد کرد از خودش...از عشق ک حالا ب جای دلبستن یخ بس...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط