سر بد عهدی تو پیر شدم دم نزدم

سر بد عهدی تو پیر شدم دم نزدم
جگرم سوخت ولی مثل تو برهم نزدم

کرده ای با دل من هر چه دلت خواست جفا
حرفیَ اما منِ دلخسته ز مرهم نزدم...


#حسین_جعفری_جرجافکی
دیدگاه ها (۱)

⭕ ️این تصویر به کمک ٨٤٣٥٩ نفرساخته شده است لطفا زوم کنید

خسته ام از زندگی٬ازمثل زندان بودنشاین نمایش درد دارد٬ کارگرد...

افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست￿افسرده آن دلیست ڪه از همنف...

.ای فلڪ چند ز بیداد تو بینم آزارمن خود آزرده دلم، با دل خویش...

یار بین شمع دل افروخت ز کاشانه ای کیست جان ما سوخت بپرسید که...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط