دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

رابعه قزداری
دیدگاه ها (۲)

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفتبختیار اوست برما که تو را ی...

این چه عشقی است که در دل دارممن از این عشق چه حاصل دارممی‌گر...

فقط کافیست هر از گاهی در زندگی پشت کنی به تمامِ آنهایی که چش...

خب من از بچگی بِهتَرین اتفاق زندگیم پَرت شدن بیرون از زندگی ...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط