خدایا سلام ...بعد از ماه ها دوباره میخام برات بنویسم ،اما

خدایا سلام ...بعد از ماه ها دوباره میخام برات بنویسم ،اما نمی دونم چی بگم ؟
حرف های زیادی توی دلم تلنبار شده اما توون نوشتن ندارم ...
خدایا چقدر از تو دور شده بودم در عین اینکه فکر می کردم تو رو پیدا کردم ...چقدر گمراهی ؟!...چقدر ناسپاسی ؟!
اما تو باز هم ثابت کردی که رحمانیت فقط مخصوص خودته و بس...
چقدر بدی کردم و تو باز هم رهام نکردی ! چقدر دستامو گرفتی و من با کارهام دستمو از دستای تو جدا کردم !!
چقدر غفلت ...؟! چه روزهای سختی بود زندگی بی تو ...
خدایا تو با اونکه به من نیاز نداشتی و بی نیازترینی اما صدام میکردی و من بی توجه به تو ! با اینکه بهت نیاز داشتم و نیازمندترین بودم ...
خدایا هی بهم مهلت دادی و من نفهمیدم ...هی بهم فرصت جبران دادی و من پشیمون که نشدم هیچ ...بدتر شدم !
پروردگارم سالی ک گذشت پراز گناه بود،سال جدید ب من کمک کن تا معصیت وگناه وکناربذارم.♥♡♥♡♥♡
دیدگاه ها (۱۰)

اوخییییی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 215♡⁠。⁠)صبحانه ...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

KIM V

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

پدر خوانده فصل دو

★彡   Part 52 彡★ صبح روز بعد، درست بعد از صبحانه پدر و مادر ت...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط