در روزگاران قدیم مردی از دست روزگار سخت می نالید

در روزگاران قدیم مردی از دست روزگار سخت می نالید

پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست

استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟

آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت : خیلی شور و غیر قابل تحمل است!!!
دیدگاه ها (۳)

"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !! "ﺯﻥ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻭ...

خوب بودن زیاد سخت نیست … کافیست مهربانی کنی … زبانت که نیش...

پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگ...

بزرگی با شاگردش از باغی میگذشت.. چشمشان به یک کفش کهنه افتاد...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

#رد_خون_و_بوسه11(صبح)(بیمارستان)لارا:مگه نگفتم آرام بخش بزنی...

three hearts, one love

🍷 شراب قرمزپارت ۱۲ | کلید قرمزصدای باران تمام خانه را پر کرد...

My Vampire Mate Season 2 part : 83

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط