اونی که یه دنیا خوبی توی دست اون نشسته،میدونه شیشه قلبم ز
اونی که یه دنیا خوبی توی دست اون نشسته،میدونه شیشه قلبم زیر بار غم شکسته. اونیکه یه عالمه گل توی هر باغی نگاشته ،میدونه که قلب تنهام تا همیشه چشم به راشه. اونیکه رنگ قشنگ مهربونی توی چشماش میدونه که من تنها میمیرم واسه نفسهاش. یه شب از پشت نگاه سایه ها اومده پیشم تا شاید بشن نگاهاش همزبون دل ریشم. یه شب از پستوی غمها یه سرک کشید تو سینم. تا شاید امید رو بازم تو دل خودم ببینم. یه شب از پشت یه دیوار منه تنها رو صدا زد با صدای گرم گرمش آتشی به غصه ها زد یه شب همرنگ ستاره شده بوداومد سراغم تا شاید بگیره من رو از شب پراز فراقم
- ۸.۲k
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط