اونی که یه دنیا خوبی توی دست اون نشسته،میدونه شیشه قلبم ز

اونی که یه دنیا خوبی توی دست اون نشسته،میدونه شیشه قلبم زیر بار غم شکسته. اونیکه یه عالمه گل توی هر باغی نگاشته ،میدونه که قلب تنهام تا همیشه چشم به راشه. اونیکه رنگ قشنگ مهربونی توی چشماش میدونه که من تنها میمیرم واسه نفسهاش. یه شب از پشت نگاه سایه ها اومده پیشم تا شاید بشن نگاهاش همزبون دل ریشم. یه شب از پستوی غمها یه سرک کشید تو سینم. تا شاید امید رو بازم تو دل خودم ببینم. یه شب از پشت یه دیوار منه تنها رو صدا زد با صدای گرم گرمش آتشی به غصه ها زد یه شب همرنگ ستاره شده بوداومد سراغم تا شاید بگیره من رو از شب پراز فراقم
دیدگاه ها (۱۹)

هرچه باشی نازنین ایام خوارت میکند. هرچه باشی شیردل دنیا شکار...

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم...!تا فراموش نگردد که هنو...

ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ!تﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ "ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ ﭼـﻪ ﮐـﻢ ﺍﺯ ﻻ...

این روزا تو این دنیای هزار رنگبعضی ادما روز به روز با از دست...

dark life = 40

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

پارت ۴۸

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط