پاکن هایی ز پاکی داشتیم

پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!
شاگردان قدیمی پیشاپیش مهرتان مبارک
دیدگاه ها (۱)

چقدر توی مجازی همدیگرو دلداری دادیمچقدر +18 سرکاری خوندیم, چ...

ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎي شاد و باهوش بهترند ....

سلامراه آهن 995 نفر استخدام میکند.زمان ثبت نام 6/25 تا 6/31 ...

دوستان در گالري برج ميلاد يه نمايشگاه كودكان هست كه اونجا بچ...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

ما بچه مدرسه ایهای قدیمی؛پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ ...

ما بچه مدرسه ایهای قدیمیپاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط