دلم تا برایت تنگ می شود

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم



#گروس_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۴)

چرا که می دانم.....

دلم بهانه‌گیر شدهزندگی می‌خواهدعشق می‌خواهدسفر می‌خواهدهوای ...

مرا برای روز مبادا کنار بگذارمثل مسافرخانه ای متروکه امدر جا...

ندانم عشق را مذهب؛ ولی هر کس که عاشق شدمسلمان، کافرش می خوان...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

عشق پر مشغله: پارت چهاردهم

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط