قرار زندگانی آن نگار است

قرار زندگانی آن نگار است
که دل در جست و جویش بی قرار است
مرا سودای او دامن گرفته
که این سودا نه آن سودای یار است
دیدگاه ها (۱)

و هنوز هم عشق میتازد و هنوز هم چشمها حرف اول و اخر را میزنند...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

من در این سودا که او مرد خداست او می‌جست که جیب بعدیم در کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط