+داشتم برمیگشتم خونه که چند تا پسر مست دیدم یکم ترسیدم ول

+داشتم برمیگشتم خونه که چند تا پسر مست دیدم یکم ترسیدم ولی با خودم گفتم اونا کاری باهام ندارن داشتم از سمت چپ شون رد میشدم که یکی از اون پسر ها منو گرفت
+ولن کنن چیکار میکنی
=مشخص نیست میخواییم به فاکت بدیم
+جیغغغغ ولم کنننن من هرزه نیستم ولم کن داشت لباسامو در میاورد و منم گریه میکردم
میخواست دامنمو در بیاره که یه پسر اونا رو با مشت داشت میزد خیلی خوشحال شدم از سر خوشحالی اشک شوق میریختم اون پسر فرشته ی نجاتمه 🤮 ( خودم دارم مینویسم بدم میاد )

ولی اون‌کی بود ؟ ماسک و کلاه داشت اون پسر های مست فرار کردن اون پسر اومد نزدیکم و کمکم کرد لباسا مو بپوشم
+ممنونم اقا خیلی لطف کردین

( علامت فیلیکس÷ ( برادر ا.ت ) )

÷خواهش میکنم خواهر کوچولو
+چی فیلیکس توییی 😨
÷نه بقال سر کوچست
+خیلی بی مزه ای
÷نه خیر چطوری به این حرفم‌نخندیدی 😐
+بی خیال ، راستی مگه تو المان نبودی
÷اره امروز اومدم هم مامانو ببینم هم تو رو ( این داششمون هم از باباش بدش میاد )
+وقتی گفت مامان خیلی نارحت شدم اصلا نمیدونه مامان مرده چجوری بهش بگم اممم م.مامان
÷وا اره چرا لکنت گزفتی
+ ها هیچی چیزی نشده ( لبخند زایه )
÷خیلی زایه ای چی شده بهم بگو برلی مامان اتفاقی افتاده
+اممم راستش مامان

[ پارت دوم ]


عکس فیلیکس
دیدگاه ها (۲)

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

پارت پنجم توی ماشین الا.....دینگ دینگ دینگ ( گوشیش زنگ خورد)...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط