دلی من داشتم بردی و رفتی

دلی من داشتم بردی و رفتی
به پاییزانش افسردی و رفتی
به جان عشق نافرجامت آخر
برایم صد قسم خوردی و رفتی
دیدگاه ها (۱۰)

امشب آوای جنون سر دهد این نَیلَبَکمبرو از پیش منِ سوخته... ا...

کشیده ام تن خود را به غار تنهاییچقدر خسته ام از روزگار تنهای...

هر چند که در فراقت قلبی شکسته دارماما به هر کلامم دردی نهفته...

امشبی را که در آن شِکوَه فراوان دارمتا دمِ صبحِ خدا شعرِ پری...

دلی دادم رفتجان بی جانی بود دادم رفتعشق بی تابی بود که دادم ...

دیگر برایم دلخوشی معنا نداردوقتی تو را بابای من دنیا نداردرف...

....اکنون برای تو مینویسم که مرا در این مسیر بهمنی در آغوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط