Life..

نمی دانم که بودی،ولی بودنت را دوست داشتم. نمی دانم که بودی، ولی حرف هایت را دوست داشتم. نمی دانم که بودی، ولی از رفتنت نفرت داشتم. نمی دانم که بودی، ولی از بودنت کنار کسی تنفر داشتم. نمی دانم که بودی، ولی همیشه به فکرت بودم. نمی دانم که بودی، ولی همیشه به انتظارت بودم.
اما اکنون رفتی. اومدنت دست من نبود ولی بگذار رفتنت دست من باشد.
نمی دانم که بودی،ولی هنگام فکر به تو دردی در قلب خود احساس می کنم.
روز ها به فکرت بودم.. تو هم بودی!؟
تو هم همین حس را داشتی؟!
دیگر نمی توانم این هارا سوال کنم.

حالا همان گونه که اومدی. بی صدا.
اکنون بی صدا هم رفتی ولی صدای شکسته ی مرا نشنیدی...

[مخاطب خاص]
دیدگاه ها (۰)

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

ازدواج اجباری

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط