پاییز از چشمان من شروع شد

پاییز از چشمان من شروع شد

از برگ ریزان دلم

از نارنجیِ سکوتم

که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید



پاییز

نگاه خشکیده ی من بود

بر تنِ خسته ی کوچه

و عشق نافرجامی

که داشت کم کم غروب می کرد ...



"سارا قبادی"
دیدگاه ها (۱)

ناباورانه نگاهت می کنم وعطرتکه می دود زیر بینی ام...به این ف...

fall .

نزدیک پاییز است

عاشقانه های شبنم

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

پــایـــــیــــــــــزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابا...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

طبیعت

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط