مراآزردی وگفتم که خواهم رفت ازکویت*

مراآزردی وگفتم که خواهم رفت ازکویت*
بلی رفتم ولی هرجا که رفتم در بدر رفتم*
دیدگاه ها (۶)

قایقی خواهم ساخت ..

او هستهرجا هوا که هستنه می‌گریزم می‌خواهمنه می‌توانم بگریزمن...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

بایلو

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

.......//برده ی زیبا//.......

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم.)

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط