یه گوشه از حیاط مدرسه، جایی که صدای خندههای ما با صدای ب
یه گوشه از حیاط مدرسه، جایی که صدای خندههای ما با صدای برخورد لیوانها به فلزِ سردِ آبخوری یکی میشد.
طعم اون آب خنک بعد از یه بازی سخت، یا صفهای طولانی زنگ تفریح...
تکهتکهی خاطرات ما، دور اون ستونهای سنگی و فلزی شکل گرفت.
دلتنگِ اون روزهای سادهایم که بزرگترین دغهمون، رسیدن به اول صف آبخوری بود.
💯
طعم اون آب خنک بعد از یه بازی سخت، یا صفهای طولانی زنگ تفریح...
تکهتکهی خاطرات ما، دور اون ستونهای سنگی و فلزی شکل گرفت.
دلتنگِ اون روزهای سادهایم که بزرگترین دغهمون، رسیدن به اول صف آبخوری بود.
💯
- ۲۱۹
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط