جایی می‌رسد

جایی می‌رسد
ڪہ جوهر عاشقی تمام می‌شود
عقڸ می‌ماند
و یڪ مشت خاطره مچالہ در ذهڹ
و مردڹ،
ڪَ تا لحظہ مرڪَ
ادامہ می‌یابد
دیدگاه ها (۳)

صبحونه امروز ما (اش سبزی شیرازی )

ڪَڸ نرڪَس چہ شودبوسہ بہ پایت بزنم تا بہ ڪی خستہ دڸاز دور صدا...

مترسڪ را ساختیم ڪلاغ ها بترسندحالا سایبانڹ ڪلاغ ها شده استتن...

امروزپنجشنبه یادی کنیم ازمسافرانی که روزی درکنارمان بودند وا...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

بعضی رفتن‌هادر را محڪم نمی‌بندندآرام می‌روندبی‌صداطوری ڪه تا...

بیا و #بهانه‌ی دلم باش؛  بهانه‌ی لبخندهای بی‌دلیلِ صبحگاهی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط