اشک نیست ، بخار خاطرات توست که بر شیشه چشمانم نشسته است .

اشک نیست ، بخار خاطرات توست که بر شیشه چشمانم نشسته است ... !
دیدگاه ها (۱)

وقتی مهربونی جزئی از وجودت باشه هیج وقت نمیتونی ترکش کنی حتی...

کاش یادت نرود روی این نقطه ی پررنگ بزرگ ، بین ناباوری آدمها ...

میدونی چراوقتی لب کسی روکه دوستش داری میبوسی چشمات بسته میشه...

اگر باران ببارد باز می آیم درون کوچه امید، و از ترکیب دستانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط