My‌ little marshmallow

My‌ little marshmallow
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
p7

کوک: خفه تو الان خوابت میاد چیزی حالیت نی.

قبل از این که حرف بزنه دستشو محکم گرفتم و کشیدم تو اتاق و از تو کمد یه لباس راحتی برای خواب بهش دادم...

کوک: عااا بیا اینو بپوش

جیمین: حله برگرد بپوشم

کوک: گوه نخور همینجا عوض کن.

جیمین: باشه بابا سگ

لباسمون رو عوض کردیم رفتیم رو تخت.جیمین منو محکم بغل کرد منم بغلش کردم و لپشو بوس کردم...

کوک: شبت بخیر موچی

جیمین: تو هم همینطور کوکی
...
صبح شده بود.هوا مثل روزای دیگه آفتابی نبود.امروز هوا ابری بود.

یه نگاه به وضع خودم و جیمین انداختم.
جیمین نصف بدنش از تخت بیرون بود و پاش رو شکمم بود منم کلا سر و ته شده بودم پام تو صورتش بود.
هوا ابری و نمی‌خواستم بیدار شم چون نور خورشید نبود که گند بزنه به خوابم اما ساعت ۷:۱۵ بود رو باید بیدار میشدم

کوک: هویییی جیمین بیدار شو

چون تازه بیدار شده بودم و صدام کم بود با پا کوبیدم رو کشمش.بعد از این که زدمش پرید پایین تخت...

جیمین: وای چته حیوون

کوک: بیدار شو ساعت یه ربع به هشته

جیمین: بخدا زر میزنی

کوک: نه والا

جیمین قدم اول رو که برداشت با کله رفت او زمین.

کوک: وای عالی بوددددد🤣

جیمین: خفه من میرم حموم الان میام

کوک: نه وایسا اول من برممممن

جیمین: بابا تو طول میدی

کوک: باشه برو ولی سریع بیاااا چون دیرمون میشه و اون دبیر سگ فیزیک درمون می‌ذاره چون امروز امتحان داریم

جیمین: اَه شیبال یادم رفته بود امتحانو
...
آماده شدیم و رفتیم پایین.کسی پایین نبود.

کوک: عااا چرا کسی نیست؟

جیمین: شاید خوابیدن

کوک: ولش بابا کی اهمیت میده

از خونه خارج شدیم. امروز هوا ابری بود اما بارون نمیومد بخاطر همین پیاده با مدرسه رفتیم

جیمین: وای هوا عالیه

کوک: آره منم دوسش دارم

رسیدیم مدرسه

∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
دیدگاه ها (۱۰)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

فیک مافیاها پارت ۳۵جیمین: هیونگ من میخواستم یه چیزی بهت بگم....

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

پسر بد (61)

روباه کوچولوی منپارت سی و پنجم꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا دازا...

رمان تو خود منی

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

ادامه ی پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط