از کربلا تا شام

از کربلا تا شام
غم احرام بسته
در حج خونینش سر
از محمل شکسته
در سینه زینب که مجنون
حسین است
دل نیست قلبش مشتی
از خون حسین است
دیدگاه ها (۱۲)

ای کشتی نجات، نجاتم بده حسینتشنست جان من، کمی آبم بده حسینگو...

تمــامِ شببه خیال تو رفت و می‌دیدمکه پشت پــرده‌ی اشکــمسپید...

گفتم منم اهل خطاگفتی که بخشیدم،بیاگفتم شکستم توبه هاگفتی که ...

مردی مادرش را کولکرده بود وطواف کعبه میدادپیامبررادید عرض کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط