بہ بَعضّیا همَ بٰاس گُفتـــ :

بہ بَعضّیا همَ بٰاس گُفتـــ :

عَمو جُـون
اینقد لفظِ شاخـے نَیا قُوربونِتـــ

تـو فَقَــط حاصِل یہ داروخونۂ بَستہ بودے

آره بــرو واسِ رفــیقاتَم تعریف کن...
@ghatepat
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۱🎀نیواد بس کن وگرنه همه چیو بهش میگمنیواد هم بسترو گذا...

اخخخخخخخ عین سگ هار افتادند به جون هم ، قشنگ ترین تراپی واسه...

قسمت سیزده

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

یادمه خدمت که بودیم بچها کم سن بودن اکثرا بعضیا تازه از خانو...

ادامهکه اومد پاشه دامیان دستش رو گرفت و انداخت رو تخت و دو د...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط