دروغ نمی گفتند آنها که مهربانی را دیده بودند . آن زمان که

دروغ نمی گفتند آنها که مهربانی را دیده بودند . آن زمان که قبیله در ظلمت می سوخت و فانوس ها حرفی برای گفتن نداشتند . شاید همیشه باید اتفاق بیفتد تا لحظه های گم شده در هم همه ی مواج هر روزه مثل پروانه بال بزنند و بیایند روی انگشت نشانه ی من که ماه را نشان می دهیم به کودکی که نمی دانیم چرا نشانی ماه را از من می پرسد . خودم هم برای اولین بار است که به ماه نگاه می کنم . بوی ماه ر احساس می کنم و دلم می خواهد این شب ادامه داشته باشد تا هنگامی که پروانه هست مهربانی هست و دستی که به فانوس های مرده جان می بخشد . دروغ نمی گفتند آنها ، مهربانی را دیده بودند . درست در روزی که آمدی و دستت مهربانی را در جهان منتشر کرد...
دیدگاه ها (۱)

چقدر دردناک است که در روزگار ما، لبخند را به پای ساده‌لوحی م...

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

🎦 رئیس جمهور: قدرت را برای دفاع می خواهیم نه برای تجاوزپزشکی...

«در دنیایی که هر روز با تیغ‌های تیزِ کلمات، می‌کوشند حجابِ م...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط