به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم؟

به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازی کرد چه کنم؟ انگشت بر لبانم گذاشت و گفت صبور باش، بسپارش به ما که او از سرنوشتش خبر ندارد...
دیدگاه ها (۳)

عشق بازی کار فرهاد است و بس / دل به شیرین داد و دیگر هیچکس /...

سلام صبح بخیر.

دﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣــــﺮﻑ ﻧﯿـﺴــــﺖ !!! ﺑﻪ ﻭﻗﺘــ...

ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢﯾﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥﻭﻗﺘﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻫﻔﺖ ﺧ...

چند پارتی

درخواستی

Part ⁴¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با خند...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط