گاهی دلت بهانه بگیرد، چه می‌کنی؟

گاهی دلت بهانه بگیرد، چه می‌کنی؟
آتش شود، زبانه بگیرد، چه می‌کنی؟
امشب دلم امان مرا هم بریده است
وقتی تو را نشانه بگیرد، چه می‌کنی؟
آیا شده به روی خودت هم نیاوری
دریات در میانه بگیرد، چه می‌کنی؟
چون تیر ترکشی که رها گشته از کمان
رد تو را کمانه بگیرد، چه می‌کنی؟
خانه به دوش کوی و بیابان کند تو را
از تو سراغ خانه بگیرد، چه می‌کنی؟
تو مانده‌ای از او بگریزی، نمی‌شود
او مانده در تو لانه بگیرد، چه می‌کنی؟
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

...مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشدز بهر آمدن آنجا بهانه‌...

دلم به یاد مدینه بهانه می گیردبه گوشه ای ز بقیع آشیانه می گی...

تو نیستی و دلم هی بهانه می گیرد دلم سراغ تو را بچه گانه می گ...

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیردسراغ یک غزل عاشقانه می‌گیردهمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط