میروم تا در میخانه کمی مست کنم

میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

آنقدر مست که اندوه جهانم برود

استکان روی لبم باشدو جانم برود

برود هر که دلش خواست شکایت بکند

شهر باید به من مست عادت بکند
دیدگاه ها (۲)

صفايي بود ديشب باخيالت , خلوت مارا / ولي من باز پنهاني , تو ...

خدايا كمكم كن

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 4ات: نه..... نه.. نکن دورشو ازم جیمی...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

Six

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁰مین‌هیوک با همون لبخندِ گرم و چال‌گون...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط