نگفتی بمــان ...
نگفتی بمــان ...
وگرنه من آدم رفتن نبودم ...
همانجا که دستــانم را از میان
دستانت ربـــودم ، اعتراض نکردی ...
و من حس کردم بودنم
زاید بوده که هیچ نگفتی ...
و من رفتم ...
و تو رفتــنم را در سکوت تماشا کردی ...
این سکوت تــو مرا
شکســت ..
وگرنه من آدم رفتن نبودم ...
همانجا که دستــانم را از میان
دستانت ربـــودم ، اعتراض نکردی ...
و من حس کردم بودنم
زاید بوده که هیچ نگفتی ...
و من رفتم ...
و تو رفتــنم را در سکوت تماشا کردی ...
این سکوت تــو مرا
شکســت ..
- ۲.۰k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط