صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم

صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم

صبح همگی بخییییییر


خواهرم: زهر مار وحشی چته؟

داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟

مادرم: خدا مرگت بده بچه زهلم رفت.

بابام: اگه این 23 سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......



عاشق ادبیاتشونم.....
دیدگاه ها (۲)

کسی هست بحرفیم؟

.

یادش بخیرلذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین سا...

"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چ...

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

کودک ناخواسته/part18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط