شب عملیات با سید داشتم حرف می زدم.

شب عملیات با سید داشتم حرف می زدم.
یهو رفت کنار؛ رو به صحرا، پلاک شو در آورد انداخت تو صحرا!
داد زدم: " سید چیکار می کنی؟ الان شهید می شی، بعد جنازت بر نمی گرده؟! "
گفت: " دارم شهوت شهادت رو تو خودم می خشکونم. "
من که تعجب کردم،
گفتم:
" شهوت شهادت دیگه چه صیغه ایه؟ "
گفت: " الان داشتم فکر می کردم می رم شهید می شم. بعد برام یه مجلس خوب می گیرن!
خوشحال شدم.
ولی من دارم واسه خدا می رم میدون. اینا که به خاطر خدا نیست.
برای همین دارم شهوت شهادت رو می کُشم ... "
... هنوز هم جنازه ی سید بر نگشته: توکل بر خدایت کن، کفایت میکند حتما
اگر خالص شوی با او، صدایت میکند حتما
اگر بیهوده رنجیدی از این دنیای بی رحمی
به درگاهش قناعت کن, عنایت میکند حتما
دلت درمانده میمیرد, اگر غافل شوی از او
به هر وقتی صدایش کن، حمایت میکند حتما
خطا گر میروی گاهی, به خلوت توبه کن با او
گناهت ساده میبخشد, رهایت میکند حتما
به لطفش شک نکن، گاهی اگر دنیا حقیرت کرد
تو رسم بندگی آموز, حمایت میکند حتما
اگر غمگین اگر شادی, خدایی را پرستش کن
که هر دم بهترینها را, عطایت میکند حتما
دیدگاه ها (۱۲)

هر دختری که دختر زهرا نمی شود هر بانویی که زینب کبری نمی شود...

فریاد شیطان هنگام سجدهیکی از جاهایی که شیطان بسیار ناراحت می...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛به مرغ و گوسفند و گاو ...

...

رمان :قرارداد سرنوشت

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

شاهکاری به نام دروغ

رمان اجبار تا عشق

The Secret Between Light and the Stageپارت 6فردا میخواستم بب...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط