Impossible dream-رویای محال
Impossible dream-رویای محال
ep-13
آنفلانزا
-خر اشغال
-کثافت
-ریدم تو اون قیافت
-با نرمی لطافت
-عنای رنگی رنگی
-با طعم توت فرنگی
-چه رنگای قشنگی
+اه بابا خفه شید دیگه
-+-+-+-
تقریبا دو ساعت از وقتی که مامان سوهو منو مریم و در حال فوش کشی به همدیگه دید و با حرف های آموزنده اش مارو مستفیز کردو شست و گذاشت رو بند تا خشک شیم میگذره مریم چمدونا رو از چانی گرفت و رفت بازار منم یه حمام جانانه کردم که حالم کاملا جا اومد
هممون داخل اتاق بزرگی نشسته بودیم و سرامون تو گوشی بود که...
+جییییییییغ
زنم اووووومممدددد... حالا بیاد که چی والا
هیچ عکس العملی نشون ندادمو به کارم ادامه دادم
+پاااااااانیییی
-درد چرا جیغ میزنی
مریم اومد یه چی انداخت رو پام برش داشتم دیدم از این دسمالاست که میبندی دور باسنت از همونا که سکه دارن
+نگاااا چی خریدم
پرتش کردم تو صورتش -اخه اسکل اینو ایرانم می تونستی بخری
یهو چانی داد زد: شمااا ایراااانییی هستییید
مریم اخماشو کرد تو هم: اینقدر عجیبه
چانی:نه اخه ما غکر کردیم شما مال عربستانید
داد زدم: چیییییییی ؟؟
حمله کردم سمت چانی که مریمو کریس و سوهو جلومو گرفتم چهار تا انگشتمو اوردم جلو صورت چانی و با تحکم بهش گفتم:این چهار تا استخونو میبینی ؟؟
چانی خندید: نه
من: مرض -_-
چان: ببخشید
من: اگه یه بار دیگه همیچین فکری بکنی این چهار تا استخون تو دهنت خورد میکنم فهمیدی
چان:اوهووم
داد زدم: نشنیدم فهمیدی
چان: فهمیدم
من:جونت در آد
ep-13
آنفلانزا
-خر اشغال
-کثافت
-ریدم تو اون قیافت
-با نرمی لطافت
-عنای رنگی رنگی
-با طعم توت فرنگی
-چه رنگای قشنگی
+اه بابا خفه شید دیگه
-+-+-+-
تقریبا دو ساعت از وقتی که مامان سوهو منو مریم و در حال فوش کشی به همدیگه دید و با حرف های آموزنده اش مارو مستفیز کردو شست و گذاشت رو بند تا خشک شیم میگذره مریم چمدونا رو از چانی گرفت و رفت بازار منم یه حمام جانانه کردم که حالم کاملا جا اومد
هممون داخل اتاق بزرگی نشسته بودیم و سرامون تو گوشی بود که...
+جییییییییغ
زنم اووووومممدددد... حالا بیاد که چی والا
هیچ عکس العملی نشون ندادمو به کارم ادامه دادم
+پاااااااانیییی
-درد چرا جیغ میزنی
مریم اومد یه چی انداخت رو پام برش داشتم دیدم از این دسمالاست که میبندی دور باسنت از همونا که سکه دارن
+نگاااا چی خریدم
پرتش کردم تو صورتش -اخه اسکل اینو ایرانم می تونستی بخری
یهو چانی داد زد: شمااا ایراااانییی هستییید
مریم اخماشو کرد تو هم: اینقدر عجیبه
چانی:نه اخه ما غکر کردیم شما مال عربستانید
داد زدم: چیییییییی ؟؟
حمله کردم سمت چانی که مریمو کریس و سوهو جلومو گرفتم چهار تا انگشتمو اوردم جلو صورت چانی و با تحکم بهش گفتم:این چهار تا استخونو میبینی ؟؟
چانی خندید: نه
من: مرض -_-
چان: ببخشید
من: اگه یه بار دیگه همیچین فکری بکنی این چهار تا استخون تو دهنت خورد میکنم فهمیدی
چان:اوهووم
داد زدم: نشنیدم فهمیدی
چان: فهمیدم
من:جونت در آد
- ۳.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط