میشود تا که شبی تشنه بخوابم آیی؟
میشود تا که شبی تشنه بخوابم آیی؟
با نسیمِ سحری ، بر درِ بابم آیی؟
بنشینی به بر و قصّه ی رضوان گویی
با همه عشق نهان ، بر تب و تابم آیی
بنویسی به ورقهای جهان عاشقیت
با تن عشوه گری بهرِ خضابم آیی
تنگ بنشسته کنارم به شبِ بی خبری
غُنچه ها بر لب و با جامِ شرابم آیی
نازنینا مرو برخواب که بس تشنه ترم
کُنجِ آغوش دل و پا به رکابم آیی؟
با نسیمِ سحری ، بر درِ بابم آیی؟
بنشینی به بر و قصّه ی رضوان گویی
با همه عشق نهان ، بر تب و تابم آیی
بنویسی به ورقهای جهان عاشقیت
با تن عشوه گری بهرِ خضابم آیی
تنگ بنشسته کنارم به شبِ بی خبری
غُنچه ها بر لب و با جامِ شرابم آیی
نازنینا مرو برخواب که بس تشنه ترم
کُنجِ آغوش دل و پا به رکابم آیی؟
- ۵.۶k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط