پدرم آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…

پدرم آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…
پدر ای یاد تو آرامش من…!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم…!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار…
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو😭😭😭
دیدگاه ها (۷۲)

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما ...

درد تو مانند  آهی در گلو جا مانده است بر دلم زخمی از آن جور ...

خدا هم بی گمان قهرش گرفتهکه دنیا را چنین ماتم گرفتهگله دارم ...

میشود تا که شبی تشنه بخوابم آیی؟ با  نسیمِ  سحری ،  بر  درِ ...

اوای فنوت ²part=۳(قصر ورسای، سالن شورا – روز بعد)نور سرد صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط