سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت

منم انگشتم رو میزدم رو داشبورد

برگشت گفت: چیکار میکنی؟

گفتم:

دارم لایک میکنم!

هیچی دیگه زد بغل پرتم کرد پایین!

فکر کنم کامنت نذاشتم دلخور شد
دیدگاه ها (۱۶)

نیایی بهار نمی آید . . . .پرستوها بی کار می شوند . . . .درخت...

وقتی می رویحَواست باشد . . . !حتما خدانگهدار بگویی . . . تا ...

اینها که می نویسم ،مرثیه ست . . . .برای دلی که دارد ،در دستا...

حالا میفهمم  ،چه میکشید ،کیسه بوکسی که ،در گوشه ی حیات دبیرس...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط