درمورد رفیق صمیمیم پرسیدن!...

درمورد رفیق صمیمیم پرسیدن!...
دروغ چرا؟ ؛ هیچکس و نتونستم نام ببرم ؛ هرکی و میگفتم صمیمی ترینِ من نبود
به این شلوغیای بی سر و ته نگاه نکن ؛ تمام این آدمایی که دوسشون دارم یکی و دارن که از من مهم تره براشون
ولی تو فرق داری با همشون
هرموقه که خواستم بودی ؛ تو خوشحالیام ؛ وسط گریه هام حتی تو اوج دردم و کلافگیام چشمات و داشتم
هر وقت تا خرخره پر حرف شدم و دلم طوفانی شد نشستم با چشمات حرف زدم و از دردام واست گفتم
توهمی نیستم ولی نگاهت همیشه آرومم میکنه و هرچقد بیشتر بهت زل میزنم انگار یه مسکن عجیب غریب جاری میشه تو رگام
کلافه شدم!...
با تمام این شلوغیا ؛ حس میکنم هیچکس حتی خودم و ندارم
دلم میخاد یه چمدون پر از عکسات و بردارم و با اهنگای سهیل فرار کنم یجای دور ؛ کلبه ی چوبی و لب ساحل و ایناام نبود مهم نیست ؛ مهم اینه دورِ دور باشم و کسی ندونه کجام
من با همه حتی خودمم قهر کردم
تو تنها کسی هستی که دارمش و واقعا از ته قلبم دوسش دارم❤️🙂

مگه از دوست داشتنت قشنگ ترم هست^^
من چه خوشحالم الان برا خودم دارمت :)!...
#Siamakam
#Siamak_Nemati
دیدگاه ها (۴۴)

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

#کپشن

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

برده عمارت جئون

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

رمان انتقام ازدواج کامل

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط